محمدمحمد، تا این لحظه: 17 سال و 3 ماه و 27 روز سن داره

(◡‿◡✿) خان گوگولي بابا (✿◠‿◠)

يلداي 92 براي عشقم

با تو من عزیز عشقم دیگه هیچ غمی ندارم واسه ی همیشه ی عمر عاشقونه دل میذارم با تو یلدا پره عشقه عشقی از جنس عزیزش که نمیتونه بگیره کسی از دل عشق پاکش بوسه هایت انار را می ترکاند ، نفس هایت سیب را می رساند ، آغوشت ابر را می باراند پاییزترینی تو ! دنيا را‎ ‎ميدهم براي لبخندت ، هراسي نيست .شاد‎ ‎که باشي دوباره دنيا از ان من است ... دیگر هیچ مزه اى دلچسب نخواهد بود من تمام حس چشاییم را روى لبانت جا گذاشته ام … هنگام بارش باران سرت را رو به آسمان نگیر من به بوسه ‏‏‏‏‏‏‏های باران روی صورتت هم حسود...
1 دی 1392

عزيزم چهار ساله شدي

پسرم محمدم ؛ تو هیچی کم نداری برای همه چیز من بودن تولدت مبارک پسرم محمدم ؛ لبخند زدي و آسمان آبي شد شبهاي قشنگ مهر مهتابي شد پروانه پس از تولد زيبايت تا آخر عمر غرق بي تابي شد پسرم محمدم ؛ هدیه ای از آسمان برای روز تولدت رسید. و دیدم هیچ چیز گلم را جز عشق لایق نیست. تولدت مبارک پسرم محمدم ؛ قشنگ ترین صدای زندگی ، تپش قلب توست با شکوه ترین روز دنیا ، تولد توست پس برای من بمان و بدان که عاشقانه دوستت دارم پسرم محمدم ؛ میلاد تو شیرین ترین بهانه ایست که می توان با آن به رنجهای زندگی هم دل بست و هم در میان این روزهای شتاب زده عاشقانه تر ...
13 تير 1392

كريسمس 2013 براي پسرم

خدا حفظت کنه عشقم             خدا حفظت کنه جونم جدا از هم نمی شه موند           نه می تونی نه می تونم خدا حفظت کنه عشقم             برای باقی عمرم دعا کن تا خدا ما رو               نگه داره برای هم               بهانـه هم اگر میگیری، بهانـه ی مرا بگیر ... تمام خواستن را وجب...
13 دی 1391

يلدايت فرخنده محمد عسلم

به صد یلدا الهی زنده باشی / انار وسیب وانگورخورده باشی اگریلدای دیگرمن نباشم، تو باشی وتو باشی وتو باشی پاییز ثانیه ثانیه می گذرد، یادت نرود این جا کسی هست که به اندازه تمام برگ های رقصان پاییز برایت آرزوهای خوب دارد.  عمرت یلدایی، دلت دریایی، روزگارت بهاری               ...
27 آذر 1391

من مادرم

       مادر ... مادر يعني داشتن يه اعصاب فولادي براي وقتي كه وروجك كتابش رو با قيچي مثل پازل 500 تكه ميكنه و انتظار داره بشيني با صبر و حوصله اونها رو بهم بچسبوني! مادر يعني فرشته اي كه با چوب جادو بتونه اسباب بازي ني ني رو درست كنه ، اسباب بازي گروني كه شيطونك دل و جگرش رو درآورده!       مادر ... مادريعني هم صحبت شدن با كوچولوي نيم وجبي كه وقتي راجع به موضوع مهمي با همسرت حرف مزني ميخواد كه روي صحبت با اون باشه و مدام صورتت رو با دستش به طرف خودش بر مي گردونه. مادر يعني همراه شدن با كوچولويي كه وقتي تيتراژ پاياني يه سريال مياد چون نمي فهمه چي شد همش ازت مي پرسه : هان .. ها...
21 ارديبهشت 1391

نوروز در سواحل خليج فارس

در راه رفت و برگشت از شهر های زیادی دیدن کردیم جاذبه های جزیره ی کوچک قشـــــــــــــــــــــم واقعا" دیدنی و به یاد موندنی بود : گردش با قایق روی آبهای جنگل حرا ،غارهای زیبا و چندین هزارساله ی خوربس ،نمایشگاه آبزیان زنده ی خلیج فارس و اون کروکودیل یه تنی که از شانس ما بعد از یک ماه از آب بیرون اومده بود و ....خلاصه برای بچه ها خیلی هیجان انگیز و تماشایی بود وقتي شـــــــــــيراز رسيديم گل پسر مامان تب شديدي كرد به هرحال آبجي پري ناز راضي نمي شد تا شيراز اومده باشيم و مرودشت و پاسارگاد نريم از مرودشت و هويت ايراني هر چي بگم كم گفتم ! در هر صورت چون بارون تندي مي اومد  من و محمد در آرامگاه كوروش كبير از ماشين پياده نشديم ولي آ...
23 فروردين 1391

نوروز 91 مبارک

         سال نو ،      از آغوش مطهر خداوند فرا میرسد   وقلب من نیایش میکند خدا را      صدای پای بهار چه دلنشین می آید     تپش گرم طبیعت آغاز شده است . بهار می آید .....   عطر نرگس، رقص باد. نغمه شوق پرستوهای شاد ، خلوت گرم کبوترهاي مست ، نرم نرمک میرسد اینک بهار ، خوش به حال روزگار خوش به احوال خودم كه گلهاي خوشگلم رو دارم ! خدايا حفظشون كن.     باز هفت سین سرور ماهی و تنگ بلور سکه و سبزه و آب نرگس و جام شراب باز هم شادی عید آرزوهای سپید باز لیلای بهار باز مجنونی ب...
27 اسفند 1390

مسافر بي بازگشت كربلا

بسوز ای دل که امروز اربعین است عزای پور ختم المرسلین است قیام کربلایش تا قیامت سراسر درسْ بهر مسلمین است دلا کوی حسین عرش زمین است مطاف و کعبه دل ها همین است اگر خیل شهیدان حلقه باشند حسین بن علی، آن را نگین است دل ما در پی آن کاروان است که از کرب و بلا، با غم روان است چه زنجیری به دست و بازوان است که گریان دیده روح الامین است به یاد کربلا دل ها غمین است دلا خون گریه کن چون اربعین است دلم تنگ است و اين شبها يقين دارم كه مي داني صداي غربت غم را از احساسم تو مي خواني شدم از درد تنهايي گلي پژمرده و غمگين ببار اي ابر پاييزيكه دردم ر...
24 دی 1390